روش پرستی یا روششناسی مسألهمحور؟

پادکست متن:
–
روش پَرستی یا روششناسیِ مسألهمحور؟
دکتر مهدی حمزهپور – عضو هیات علمی دانشگاه، مؤسس و استاد مدرسه عالی روششناسی مسألهمحور
یکی از ریشهایترین آسیبهای نظام پژوهش، آموزش و سیاستگذاری در کشور، گرفتارشدن در دامِ روشپرستی است. روشپرستی، پدیدهای است که در آن روش پژوهش – چه کمی، چه کیفی، چه سیستمی یا آیندهپژوهانه – بهجای آنکه ابزاری برای شناخت مسأله باشد، به هدف تبدیل میشود. در این وضعیت، پژوهشگر بهجای اینکه از مسأله آغاز کند و روش را در خدمت فهم و تحلیل و حل آن قرار دهد، ابتدا روش را انتخاب میکند و سپس به دنبال مسألهای میگردد که در قالب آن روش بگنجد. این وارونگی، نه تنها پژوهش را از مسیر اصیل خود دور میکند، بلکه کیفیت تحلیل، عینیت دادهها، طراحی تحقیق و در نهایت دقت تصمیمسازی و سیاستگذاری را تخریب میکند.
مسألهمحوری، نقطه مقابل روشپرستی است.
در رویکرد مسألهمحور، پژوهشگر از فهمِ مسأله آغاز میکند؛ یعنی پیش از هرگونه انتخاب یا طراحی روش، ابتدا میکوشد ماهیت، ابعاد، لایهها، ذینفعان، زمینهها، متغیرها، روابط درونی، علل پیدایش، پویاییها و پیامدهای مسأله را بشناسد. این شناخت، مرحلهای سطحی یا ظاهری نیست؛ یک فرآیند عمیق شناختی است که نیازمند مشاهده، تأمل، کاوش، تحلیل، گفتوگو و بازاندیشی است. مسأله تا زمانی که ساختاردهی نشود، مسأله نیست. ساختاردهی، مسأله را قابل تحلیل و قابل حل میکند. این نقطه عزیمت، اساس روششناسی مسألهمحور است و تمام کیفیت پژوهش وابسته به آن است.
روشپرستی زمانی شکل میگیرد که پژوهشگر بهجای این فرآیند بنیادی، مسیر آسانتر را انتخاب کند: تسلط سطحی بر یک روش و بهکارگیری آن در همه مسائل. چنین پژوهشگری مسائل مختلف را از دریچه یک ابزار میبیند و نمیتواند واقعیت چندبعدی، چندلایه و چندذینفعه را درک کند. مثال معروفی وجود دارد: اگر تنها ابزاری که داری چکش باشد، همه چیز برایت شبیه میخ میشود. روشپرستی همین است: چیرگی روش بر مسأله. اما در پژوهش حرفهای، در سیاستگذاری علمی، در حکمرانی پیچیده و در مدیریت مسائل واقعی، هیچ چالشی شبیه دیگری نیست. بنابراین هیچ روشی، بهتنهایی کفایت نمیکند.
تجربه سالها کار در ریاضیات، آمار، تحقیق در عملیات سخت و نرم، علوم تصمیم، روشهای کیفی، روشهای آمیخته، روششناسیهای سیستمی و آیندهپژوهی، این حقیقت را آشکار کرده است که مسائل واقعی، با یک روش قابل فهم و حل نیستند. مسائل، ترکیبیاند؛ بنابراین روشها نیز باید ترکیبی باشند. پژوهشگر مسألهمحور، به جای انتخاب یک روش، طراحی روششناسی انجام میدهد؛ یعنی روشها را متناسب با ماهیت مسأله، هدف پژوهش، سطح پیچیدگی، میزان عدمقطعیت، نوع دادههای مورد نیاز، منطق تحلیلی، رفتار ذینفعان و افق تصمیمسازی، ترکیب میکند. روششناسی مسألهمحور در واقع مهارت طراحی، ترکیب و بومیسازی روشهاست. این مهارت، محصول مطالعه نیست؛ محصول تجربه و دانش ضمنی است.
روشپرستی، پژوهش را سطحی و تکبعدی میکند.
پژوهشگر به جای اینکه درک عمیقی از مسأله ارائه دهد، تنها خروجی یک تکنیک را تحویل میدهد؛ خروجیای که از واقعیت فاصله دارد. روششناسی مسألهمحور اما پژوهش را چندبعدی، واقعی، پویاییمحور و قابل اتکا میکند. در این رویکرد، روش امتداد مسأله است، نه جایگزین آن. پژوهشگر مسألهمحور هیچگاه از روش شروع نمیکند. او از فهم مسأله آغاز میکند، سپس مسأله را ساختاردهی میکند، بر مبنای ساختار مسأله مجموعهای از روشهای کمی، کیفی، سیستمی، آیندهپژوهانه یا چندمعیاره را طراحی و تلفیق میکند و در نهایت راهحلی واقعبینانه، قابلاجرا و مسألهمحور ارائه میدهد.
روشپرستی، پژوهش را به سطح تکنیک فرو میکاهد.
تکنیکها مهماند، اما تنها ابزارند. پژوهشگری که به تکنیک محدود میشود، نمیتواند مسائل پیچیده را تحلیل کند، زیرا پیچیدگی، فراتر از ظرفیت یک روش یا یک ابزار است. روششناسی مسألهمحور اما پژوهشگر را از سطح تکنیک به سطح تحلیل، فهم، تشخیص و حل ارتقا میدهد. این رویکرد، پژوهشگر را بهجای کاربرِ روش، به طراح روش بدل میکند و او را از مهارتهای پایه فراتر برده و به توانمندی نظاممند برای حل مسائل واقعی مجهز میکند.
نکته مهم این است که روشپرستی یک پدیده فردی نیست؛ یک فرهنگ علمی است که باید اصلاح شود. زمانی که نظام آموزشی به جای تربیت مسألهفهمان و حلگران مسائل، پژوهشگران را به سوی حفظ تکنیکها و پیروی از یک روش تثبیتشده سوق دهد، روشپرستی به یک فرهنگ مسلط تبدیل میشود. خروجی این فرهنگ، پژوهشگری است که بهجای تحلیل واقعی، به اجرای مکانیکی فرمولها و تکنیکها میپردازد.
اما مدرسه عالی روششناسی مسألهمحور بر آن است که این فرهنگ را اصلاح کند و اصالت را از روش برداشته و به «مسأله» بازگرداند؛ مسألهای که سرچشمه همه تحلیلها و تصمیمهاست.
بنابراین در نظام پژوهشی جدید، اصالت نه با روش است و نه با تکنیک. اصالت با شناخت، درک، فهم، ساختاردهی و تحلیل مسأله است. روشها در مرحله دوم قرار میگیرند و تنها زمانی ارزشمندند که در خدمت مسأله باشند. پژوهشگر حرفهای کسی است که بهجای تسلط بر یک روش، توانایی طراحی روششناسی متناسب با مسأله را داشته باشد؛ پژوهشگری که از یک روش به روش دیگر، از پارادایمی به پارادایمی دیگر و از تکنیکی به تکنیکی دیگر عبور میکند، نه از سر آشفتگی، بلکه از سر ضرورت و خِرَد روششناختی. این همان مهارت حلمسأله است؛ مهارتی که از طریق دانش ضمنی، تجربه عملی، درگیری با مسائل واقعی و توانمندی در تحلیل چندبعدی به دست میآید.
در نقطه مقابلِ روشپرستی، روششناسی مسألهمحور، پژوهشگر را از یک کاربر منفعل روشها به یک تحلیلگر فعال مسائل تبدیل میکند.
او به جای انتخاب روش از پیش تعیینشده، معماری روششناسی را طراحی میکند؛ معماریای که بر پایه فهم دقیق مسأله بنا شده و از طیف گستردهای از روشهای کمی، کیفی، سیستمی، آیندهپژوهانه و تصمیمگیری چندمعیاره بهره میگیرد. این معماری روششناختی، خروجیهایی بهمراتب عمیقتر، دقیقتر و مسئلهمحورتر تولید میکند و پژوهش و سیاستگذاری را به سمت حکمرانی علمی و آیندهنگر سوق میدهد.
جمعبندی
در جمعبندی باید تأکید کرد که روشپرستی، پژوهش را سطحی و ناکارآمد میکند، تصمیمسازی را تضعیف میکند و نظام دانشی را از هدف اصلی خود – یعنی حل مسائل واقعی – دور میسازد. در مقابل، روششناسی مسألهمحور با اصالتبخشی به مسأله و نه روش، ظرفیت فهم و تحلیل را ارتقا میدهد، امکان طراحی روششناسیهای ترکیبی را فراهم میکند، کیفیت تصمیمسازی و حکمرانی را افزایش میدهد و پژوهش را به سطح «حلمسأله» میرساند. اگر قرار است پژوهش در کشور نقشی واقعی در حل مسائل ایفا کند، باید فرهنگ روشپرستی کنار گذاشته شود و فرهنگ «اصالت مسأله» و «طراحی روششناسی مبتنی بر مسأله» جای آن را بگیرد. مدرسه عالی روششناسی مسألهمحور دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است: تربیت پژوهشگران مسألهمحور، تحلیلگران چندبعدی و حلگران حرفهای مسائل پیچیدهای که جامعه و حکمرانی با آن مواجهاند.

درباره دکتر مهدی حمزهپور
دکتر مهدی حمزه پور متولد بهمن ۱۳۵۷، عضو هیات علمی با مرتبه علمی دانشیار در گروه مدیریت صنعتی، گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع) هستند که از مهر ۱۳۷۶ تا کنون به عنوان معلم، استاد و مدیر در امر آموزش، پژوهش و مشاوره در حوزه های تخصصی ریاضیات، تحلیل آماری، تحقیق در عملیات، روش شناسی پژوهش، فناوری نرم، رفتار و رهبری سازمانی و مدیریت....به فراگیران، دانشجویان و مدیران در داخل و خارج از کشور فعالیت پرشور و موثری داشته اند و تا کنون کتاب ها و مقالات تخصصی متعددی از ایشان منتشر شده است دارای سوابق اجرایی و مدیریتی چشمگیری در بخش خصوصی و دولتی داشته اند.
نوشتههای بیشتر از دکتر مهدی حمزهپور


دیدگاهتان را بنویسید