دلالتهای فناوری نرم بودنِ روششناسیِ مسألهمحور

پادکست متن:
–
دلالتهای فناوری نرم بودنِ روششناسیِ مسألهمحور
دکتر مهدی حمزهپور – عضو هیات علمی دانشگاه، مؤسس و استاد مدرسه عالی روششناسی مسألهمحور
در یادداشت نخست مطرح شد که ریشه بسیاری از ناکارآمدیهای عرصه پژوهش، آموزش، مدیریت و حکمرانی در کشور، نه کمبود داده و دانش، بلکه فقرِ روششناسی است؛ فقری که از ناتوانی در فهم دقیق مسأله، ساختاردهی آن و انتخاب یا ترکیب روشهای مناسب ناشی میشود. در این یادداشت تلاش میکنم به یکی از بنیادیترین ویژگیهای روششناسی مسألهمحور بپردازم؛ اینکه این رویکرد، در ذات خود یک «فناوری نرم» است. فهم این ویژگی، دلالتهای مهمی برای تحول نظام دانشی، توسعه ظرفیتهای سازمانی و ارتقای حکمرانی کشور دارد.
روششناسی مسألهمحور یک فناوری سخت نیست که محصول آن ابزار، دستگاه یا محصول فیزیکی باشد. این روششناسی، توانایی میآفریند؛ توانایی برای «دیدن»، «فهمیدن»، «ساختاردهی»، «تحلیل» و «تصمیمسازی». فناوری سخت قابل خرید، انتقال و نصب است؛ اما فناوری نرم همچون روششناسی، تنها از طریق یادگیری، تجربه، تمرین و درگیری واقعی با مسائل شکل میگیرد. هیچ کشوری نمیتواند روششناسی را وارد کند، زیرا روششناسی مهارت تولید میکند، نه ابزار. این نخستین و بنیادیترین دلالت فناوری نرمبودن روششناسی مسألهمحور است: توسعه آن ماهیتاً توسعهای درونی، تکوینی و توانمندساز است، نه وارداتی.
فناوری نرم بودن روششناسی مسألهمحور بدین معناست که این رویکرد، ماهیتاً چندرشتهای و فرارشتهای است. مسائل امروز کشور، چه در عرصه حکمرانی، چه در صنعت، چه در محیطزیست و چه در حوزههای اجتماعی، مسائل تکبُعدی نیستند. آنها چندلایه، چندذینفعه و آمیخته با پیچیدگیاند. هیچ پارادایم یا رویکرد واحدی بهتنهایی توان مواجهه با چنین مسائلی را ندارد. روششناسی مسألهمحور از همینرو فناوری نرمی است که از مرزهای رشتهای عبور میکند: از ریاضیات و آمار برای کمیسازی، از روشهای کیفی برای فهم معنا و زمینه، از تحقیق در عملیات سخت برای مدلسازی، از تحقیق در عملیات نرم و انتقادی برای مسائل انسانی و سازمانی، از آیندهپژوهی برای مواجهه با عدمقطعیت و از علوم تصمیم برای ترجیح و انتخاب بهره میگیرد. این ترکیبپذیری و تلفیق، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی ساختاری است. بنابراین، یکی از دلالتهای مهم فناوری نرم بودن روششناسی مسألهمحور آن است که این رویکرد ذاتاً «چندرشتهای» و «ترکیبی» است و برای فهم و حل مسائل پیچیده بهکار میرود؛ امری که هم برای دانشگاهها و هم برای حکمرانی و سیاستگذاری اهمیت بنیادین دارد.
فناوریهای سخت معمولاً خروجی مشخص و قابل مشاهده تولید میکنند؛ اما فناوری نرم، ظرفیت میسازد. روششناسی مسألهمحور نه فقط یک مسأله را حل میکند، بلکه توانایی حلمسأله را در افراد، سازمانها و نظام حکمرانی ایجاد میکند. همانگونه که یک کارخانه با خرید ماشینآلات به خروجی مشخص میرسد، یک نهاد با توسعه روششناسی، به توان تحلیل، تصمیمسازی و تصمیمگیری کارآمد دست مییابد. این تفاوت ظریف اما تعیینکننده نشان میدهد که روششناسی مسألهمحور یک «سرمایه سازمانی» میسازد؛ سرمایهای که موجب کاهش خطاهای تحلیلی، افزایش پایداری تصمیمات، ارتقای دقت سیاستگذاری و کمشدن اثر سلایق بر تصمیمها میشود. به بیان دیگر، فناوری نرم روششناسی مسألهمحور، سازمان حلمسأله میآفریند، نه فقط راهحل موردی.
یکی دیگر از دلالتهای مهم فناوری نرم بودن روششناسی آن است که این فناوری بهشدت «زمینهمحور» است. فناوری سخت معمولاً با کمی تغییر در هر زمینهای قابل استفاده است؛ اما فناوری نرم چنین نیست. روششناسی با فرهنگ، رفتار، ذهنیت و زمینه مسأله گره خورده است. بنابراین نسخههای آماده و ترجمهای روششناختی کارآمد نیستند و نسخههای وارداتی پژوهشی بدون بومیسازی، نهتنها مسائل را حل نمیکنند بلکه به خطای تحلیلی و سیاستگذاری میانجامند. روششناسی مسألهمحور با مسائل واقعی، ذینفعان واقعی و زمینههای واقعی سروکار دارد و تنها در نسبت با این زمینهها است که میتواند کارآمد باشد. این بدان معناست که این رویکرد نیازمند طراحی، بازآفرینی و تطبیق مستمر در متن چالشهای کشور است.
روششناسی مسألهمحور بیش از آنکه دانشافزا باشد، مهارتساز است. دانش را میتوان با مطالعه به دست آورد، اما روششناسی فقط از طریق «تمرین» و «کسب تجربه در میدان واقعی» شکل میگیرد. مهارتهایی چون مسألهفهمی، ساختاردهی مسأله، انتخاب و ترکیب روشها، تحلیل چندبعدی و ارائه راهحل عملیاتی، مهارتهایی هستند که با انجام پروژههای واقعی و مواجهه با مسائل حقیقی ساخته میشوند. لذا توسعه روششناسی مسألهمحور به کلاسهای نظری محدود نمیشود و نیازمند آموزش عملی، کارگاههای تجربهمحور و حضور فعال پژوهشگران در موقعیتهای واقعی تحلیل و تصمیم است.
در نهایت باید تأکید کرد که فناوری نرم بودن روششناسی مسألهمحور آن را به عنصر بنیادین حکمرانی دانشی تبدیل میکند. خطاهای حکمرانی در کشورهای مختلف، بیش از آنکه ناشی از کمبود داده باشد، ناشی از نارسایی در تحلیل، ضعف در تشخیص مسأله، ناتوانی در ساختاردهی پیچیدگی، استفاده نادرست از روشها و تصمیمگیری بدون آیندهنگری است. فناوری سخت نمیتواند این خطاها را برطرف کند؛ اما فناوری نرم روششناسی مسألهمحور دقیقاً برای این هدف طراحی شده است. این روششناسی زیربنای تصمیمسازی علمی، تحلیل دقیق، آیندهنگری نظاممند و تصمیمگیری پایدار است؛ و از این طریق نقشی راهبردی در ارتقای کیفیت حکمرانی ایفا میکند.
بهطور خلاصه، فناوری نرم بودن روششناسی مسألهمحور دلالتهای عمیق و بلندمدتی برای آینده کشور دارد. این رویکرد توانایی فهم و حل مسائل پیچیده را میسازد، ظرفیت نهادی ایجاد میکند، تحلیلها را دقیقتر و تصمیمها را پایدارتر میسازد و حکمرانی را توانمندتر میکند. مدرسه عالی روششناسی مسألهمحور با همین هدف تأسیس شده است: نهادینه کردن این فناوری نرم و ارتقای توان ملی برای مواجهه با مسائل پیچیدهای که امروز بیش از هر زمان دیگری کشور با آن درگیر است.

درباره دکتر مهدی حمزهپور
دکتر مهدی حمزه پور متولد بهمن ۱۳۵۷، عضو هیات علمی با مرتبه علمی دانشیار در گروه مدیریت صنعتی، گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع) هستند که از مهر ۱۳۷۶ تا کنون به عنوان معلم، استاد و مدیر در امر آموزش، پژوهش و مشاوره در حوزه های تخصصی ریاضیات، تحلیل آماری، تحقیق در عملیات، روش شناسی پژوهش، فناوری نرم، رفتار و رهبری سازمانی و مدیریت....به فراگیران، دانشجویان و مدیران در داخل و خارج از کشور فعالیت پرشور و موثری داشته اند و تا کنون کتاب ها و مقالات تخصصی متعددی از ایشان منتشر شده است دارای سوابق اجرایی و مدیریتی چشمگیری در بخش خصوصی و دولتی داشته اند.
نوشتههای بیشتر از دکتر مهدی حمزهپور


دیدگاهتان را بنویسید